"رسول نجفیان" گمار است
; اصالتش به طایفه گمار ایل بختیاری بر میگردد ;
به شخصه این سوال برای من پیش آمده که چرا رسول نجفیان همیشه در مصاحبه هایش چه در رادیو ، تلویزیون ، و مجلات مختلف اعلام میکند که بختیاری ، و از طایفه گمار است . آیا به دنبال فامیلها و طایفه خویش است آیا با این کار میخواهد فامیل و اقوامش را تلنگری زده باشد. با تحقیقات انجام شده و نشانه هایی که وی از مادربزرگش داده برای ما مسلم است که او فامیل نزدیک ماست بسیار نزدیک.شاید وقت آن باشد بعضی از افراد طایفه به دیدار وی بروند.
متن زیر از سایت هنر بختیاری گرفته شده است
رسول نجفيان براي مردم يادآور نوستالژي نسلي در تلويزيون ايران است؛ نسلي كه در دهه ۶۰ به تلويزيون آمدند و آنچه را از شعر و حس و زيبايي شناسي ياد گرفته بودند در ژانر تله تئاتر پياده كردند. بازي رسول نجفيان در نقش «سياهي لشكر آناتول فيلاتر» يكي از ماندگارترين بازي ها در ژانر تله تئاتر است.
وي همچنين كارگرداني تله تئاتر «دو مرغابي در مه» را در كارنامه دارد كه
با بازي زنده ياد حسين پناهي به اثري خاطره برانگيز تبديل شد.
رسول
نجفيان در سال 1330 در تهران متولد شد.اصالتش به طایفه گمار ایل بختیاری بر
میگردد ، به طوری که در گذشته فامیلی او گماری بوده است. اما مادربزرگش
قبل از جنگ جهانی اول به تهران می آید ، در این شهر ماندگار می شود و به
همین دلیل نیز در تهران متولد می شود.
وی ليسانس روانشناسی از بخش علوم تربيتی مدرسه عالی پارس سال 1356 است. بازی در تئاتر را از سال 1348 و بازی در سينما را از سال 1363 با «صف»، همكاری «علی اصغر عسگريان» آغاز كرد. همچنين عضويت در سينمای آزاد ايران و ساخت فيلمهای هشت ميليمتری از سال 1353 بودهاست. آموزش موسيقی را از سال 1350 تا سال 1352 نزد مرحوم استاد مهرتاش شروع كرد و نويسنده مطالب طنز سينمايی در سال 1367 در نشريه فيلم بود.
آخرين اجراي او «نوحه و نواهاي عاشورايي» بود كه با ۷۰ بازيگر در سالن
اريكه ايرانيان به روي صحنه رفت. اين اثر آئيني، يك كار پژوهشي بود. او
نوحه هايي را از روستاها جمع آوري كرده بود كه برخاسته از دل مردم بود. در
كنار اين نوحه ها فردوسي خواني و شاهنامه خواني را نيز با گروه كر و سازهاي
كوبه اي اجرا كرد.
۵ آهنگ از اجراي سال گذشته (رستم و
سهراب) را براي مؤسسه رسانه هاي تصويري كار كرده ؛ رستم و سهراب، سياوش در
آتش، مرگ سياوش، زال و سيمرغ و زال و رودابه.
برچسب: "رسول نجفیان" "من گمار هستم"